خرید بک لینک
ما جامعهای میخواهیم که رنگش شبیهِ نور باشد...*****نمونهی کاملِ دنیای انسانی در دورانِ ظهورِ حضرتِ بقیهالله ارواحنا فداه اتفاق خواهد افتاد و از آنجا –من به شما عرض بکنم- دنیا شروع خواهد شد. ما امروز در زمینههای مقدّماتیِ عالمِ انسانی داریم حرکت میکنیم. ما مثلِ کسانی هستیم که در پیچ و خمهای کوهها و تپهها و راههای دشوار داریم حرکت میکنیم تا به بزرگراه برسیم. وقتی به بزرگراه رسیدیم، تازه هنگامِ حرکت به سمتِ اهدافِ والاست.(1389/9/10) ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: میلاد پارسامنش تاريخ: دوشنبه 20 آذر 1402 ساعت: 20:16

ما جامعهای میخواهیم که رنگش شبیهِ نور باشد...*****نمونهی کاملِ دنیای انسانی در دورانِ ظهورِ حضرتِ بقیهالله ارواحنا فداه اتفاق خواهد افتاد و از آنجا –من به شما عرض بکنم- دنیا شروع خواهد شد. ما امروز در زمینههای مقدّماتیِ عالمِ انسانی داریم حرکت میکنیم. ما مثلِ کسانی هستیم که در پیچ و خمهای کوهها و تپهها و راههای دشوار داریم حرکت میکنیم تا به بزرگراه برسیم. وقتی به بزرگراه رسیدیم، تازه هنگامِ حرکت به سمتِ اهدافِ والاست.(1389/9/10) ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: میلاد پارسامنش تاريخ: يکشنبه 28 خرداد 1402 ساعت: 13:38

سرمای زمستان را دوست دارم؛

دستهای کوچک یخکردهاش را در دستم جا میدهم و با لذت میفشارم! گونهی سردش را میبوسم تا گرمش کنم! محکم در آغوشم میفشارمش تا گرمای وجودم به جانش برود!

این سرما، از گرما هم برایم دلچسبتر است!

زمستانی که با شما بگذرد، از هزار بهار جذابتر است!

برچسب: نویسنده: میلاد پارسامنش تاريخ: چهارشنبه 5 بهمن 1401 ساعت: 16:36

ما جامعهای میخواهیم که رنگش شبیهِ نور باشد...*****نمونهی کاملِ دنیای انسانی در دورانِ ظهورِ حضرتِ بقیهالله ارواحنا فداه اتفاق خواهد افتاد و از آنجا –من به شما عرض بکنم- دنیا شروع خواهد شد. ما امروز در زمینههای مقدّماتیِ عالمِ انسانی داریم حرکت میکنیم. ما مثلِ کسانی هستیم که در پیچ و خمهای کوهها و تپهها و راههای دشوار داریم حرکت میکنیم تا به بزرگراه برسیم. وقتی به بزرگراه رسیدیم، تازه هنگامِ حرکت به سمتِ اهدافِ والاست.(1389/9/10) ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: میلاد پارسامنش تاريخ: يکشنبه 29 خرداد 1401 ساعت: 22:04

مادر که شدی؛ نیازت به مادرت هم بیشتر میشود!اصلا انگار حالا که خودت پشت و پناه و تمام آرامش کسی شده ای،  باید مادرت که همه پشت و پناهت هست هم کنارت باشد؛تا گاهی فارغ از جهان، سرت را روی شانه اش بگذاری و در آغوشش کمی آرامش ذخیره کنی که بتوانی آرام جان کسی باشی! چون من مهم ترین وظیفه مادر را آرامش بخشی دیدم! مادر خلقت! دلسوزترین و مهربان ترین مادر عالم!دلم میخواهد در آغوشتان آرام بگیرم!دلم میخواهد بهم بگویید عزیزکم!  مادرکم! می دانم خسته ای! می دانم گاهی نمیدانی چه باید بکنی! می دانم کم میاوری! اما من هوایت را دارم!مادرم!آن شب یادتان هست؟! در حسینیه؟!می شود مادری بچه های من فقط با شما باشد؟می شود کمبود های مرا مادری شما برایشان جبران کند؟دلم میخواهد خودم و بچه هایم را یکجا به چادر شما بسپارم!می شود تلاطمم را به آرامش بدل کنید؟ بهترین مادر دنیا!روزتان مبارک!مایه آرامش زمین، تولدتان بر ما مبارک! ❤️#السلام_علیک_یا_فاطمه_الزهرا ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: میلاد پارسامنش تاريخ: يکشنبه 29 خرداد 1401 ساعت: 22:04

ما جامعهای میخواهیم که رنگش شبیهِ نور باشد...*****نمونهی کاملِ دنیای انسانی در دورانِ ظهورِ حضرتِ بقیهالله ارواحنا فداه اتفاق خواهد افتاد و از آنجا –من به شما عرض بکنم- دنیا شروع خواهد شد. ما امروز در زمینههای مقدّماتیِ عالمِ انسانی داریم حرکت میکنیم. ما مثلِ کسانی هستیم که در پیچ و خمهای کوهها و تپهها و راههای دشوار داریم حرکت میکنیم تا به بزرگراه برسیم. وقتی به بزرگراه رسیدیم، تازه هنگامِ حرکت به سمتِ اهدافِ والاست.(1389/9/10) ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: میلاد پارسامنش تاريخ: يکشنبه 29 خرداد 1401 ساعت: 22:04

دلم برای فضاهای این مدلی تنگ شده...

یه سکوت آرامش بخشی داره...

#خسته_از_شبکه_های_اجتماعی

#خسته_از_هشتگ

برچسب: نویسنده: میلاد پارسامنش تاريخ: دوشنبه 15 ارديبهشت 1399 ساعت: 13:50

در آخرین ماه های بیست و شش سالگی و بعد از چندماه مادری؛

حس کسی را دارم که صدها سال عمر کرده و در پایان راه قرار دارد و دنیا تمام بازی هایی که داشته را برایش رو کرده...

خسته از راهِ طی کرده در انتهای مسیر در انتظار ایستاده تا روز موعود...

برچسب: نویسنده: میلاد پارسامنش تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 22:03

این روزها حسهای متفاوتی را از سر میگذرانم، حسهای متناقض بعضاً...

مثلاً حس نوشتن در وبلاگی که میدانم خوانندهای ندارد...!

برچسب: نویسنده: میلاد پارسامنش تاريخ: شنبه 6 بهمن 1397 ساعت: 19:32

دارد کمکم تمام میشود...امسال هم مانند هزار و اندی سال پیش گذشت...همه ذرات عالم کلافگیشان را داد میزنند...شاید آدمها هنوز خسته نشده باشند، شاید هنوز فکر کنند کاری از دستشان برمیآید؛ ولی عالم معطادامه مطلب

برچسب: نویسنده: میلاد پارسامنش تاريخ: شنبه 6 بهمن 1397 ساعت: 19:32

لازم به ذکر است که من هنوز هم دلم روشن است!

ما مأمور به تکلیف ایم و مسئول نتیجه نیستیم! این را از پدر پیرمان آموختیم!

بزرگ شدن و بیدار شدن بهای سنگینی دارد...تاریخ به ما میگوید بهایی به عظمت شهادت پسر فاطمه(س) حتّی...

برچسب: نویسنده: میلاد پارسامنش تاريخ: پنجشنبه 25 خرداد 1396 ساعت: 19:06

این روزها مثل خوابزدهها میگشتم و حرف میزدم و حرف میزدم تا به قول خودش چهارتا رأی حلال گیرمان بیاید...

اما دیشب انقدر مستأصل شده بودم که فقط میگفتم دلها همه به دست خودت است...خودت یک کاری بکن...

دلم روشن است!

برچسب: نویسنده: میلاد پارسامنش تاريخ: جمعه 29 ارديبهشت 1396 ساعت: 21:54

سه سال پیش که بدون با خبر بودن از وجودِ هم، هر دو اعتکاف بودیم، اصلاً همچین روزی را تصور نمیکردیم...

الان درست دو سال میگذرد از آن روز...

و حالا هم او اعتکاف است...او که حالا من هم هست!

همه چیز چه زود گذشت...

برچسب: نویسنده: میلاد پارسامنش تاريخ: پنجشنبه 24 فروردين 1396 ساعت: 14:16

"أَلْعِلْمُ نُورٌ؛

یَقْذِفُهُ اللّه ُ فِى قَلْبِ مَنْ یَشآءُ"

آیا سنتهای الهی تغییر میکنند؟

ّبخواه تا بدهم! خواستن یعنی مثل تشنهای که آب میخواهد...

خواستن یعنی رسیدن به مرتبهی جهل!

برچسب: نویسنده: میلاد پارسامنش تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 1:53

فاطمیه امسال حاج آقای عالی در بیت بلخره روشنم کرد!

دخترِ پیامبر مهربانیها نگذاشت تا پایانِ تاریخ، همهی مخلوقات از رحمت خدا بینصیب بمانند...

آیا این کافی نیست؟

*دیشب در حرمِ دخترِ باران...

برچسب: نویسنده: میلاد پارسامنش تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 1:53

صفحه بندی